قالب وردپرس درنا توس
خانه / مطالب متفرقه / چگونه خود را به بی خیالی بزنیم و با افکار منفی مبارزه کنیم ؟

چگونه خود را به بی خیالی بزنیم و با افکار منفی مبارزه کنیم ؟

در این پست از سایت ذکر و دعاهای قرآنی دعاگو 2agoo.com چگونه خود را به بی خیالی بزنیم و با افکار منفی مبارزه کنیم ؟ را برای شما عزیزان قرار دادیم .

چگونه خود را به بی خیالی بزنیم و با افکار منفی مبارزه کنیم ؟
چگونه خود را به بی خیالی بزنیم و با افکار منفی مبارزه کنیم ؟

چگونه خود را به بی خیالی بزنیم و با افکار منفی مبارزه کنیم ؟,رهایی از شر افکار منفی,چگونه خود را بی خیال نشان دهیم ؟,بی خیالی,دور کردن افکار و فکرهای منفی,راهکاری برای دور کردن افکار منفی,روشهای موثر و مجرب برای مقابله با افکار منفی و مخرب مغز

چگونه خود را به بی خیالی بزنیم و با افکار منفی مبارزه کنیم ؟

من خیلی به مشکلات زندگی و آینده فکر می کنم و به خیلی چیزا خیلی حساسیت نشون می دم . می خوام بدونم که چطوری می تونم یه کم بی خیال باشم و زیاد حرص نخورم.

*****************************************

جوهر زندگى انسان، رویارویى با مشكلات و تلاش براى غلبه بر آنهاست. آنچه كه انسان و زندگى را مى‏سازد، همین درگیر شدن با مشكلات و تلاش براى رفع آنهاست. تحقیقاً نمى‏توانید كسى را بیابید كه مدعى باشد كه اساساً مشكلى ندارد. اگر چنین كسى را یافتید، یا انسان نیست و یا آن كه راست نمى‏گوید، پس انتظار پایان یافتن مشكلات، انتظارى بیهوده است. هر مشكلى كه مرتفع گردد، بلافاصله نوع دیگرى از مشكل به جاى او مى‏نشیند. پس بایستى، نگرش خود را به زندگى و مشكلات آن، دگرگون كنیم. باید بدانیم كه استعدادهاى آدمى در عرصه همین مشكلات است كه بروز مى‏كند. پس بایستى از مشكل استقبال كرد و با شادابى و طراوت به رفع آن اقدام نمود. به نظر مى‏رسد شما اولًا مشكلات را براى خود، بیش از اندازه بزرگ كرده‏اید و تدریجاً دچار نوعى بدبینى به زندگى شده‏اید. شما از همین الان، مصمم شوید كه دیدگاه خود را به زندگى عوض كنید چون خداوند نعمت وجود و درك و عقل و بسیارى از امكانات دیگر را در اختیار شما قرار داده است در مقابل نیز، میدانى وسیع براى تلاش و عمل و. پس مشكلات را نیز در همین مجموعه ارزیابى كنید، آن گاه درخواهید یافت كه تصویر زندگى به آن دشوارى‏اى كه ترسیم كرده‏اید نیست. شما نیاز به مقدارى تلقین مثبت درباره زندگى و شادابى دارید كه حتماً باید آن را براى خود تحصیل كنید. براى تحصیل این شادابى:

1- به خداوند بزرگ امیدوار باشید و دائماً بر او توكل كنید.
2- ارتباط خود را با او استحكام بخشید و با نماز و ذكر، پیوسته او را یاد كنید و از او استمداد بطلبید.
3- اگر اهل ورزش نیستید، مقدارى ورزش ساده در برنامه خود قرار دهید.
4- با افراد موفق و شاداب، معاشرت بیشترى داشته باشید.
5- كتاب‏هاى: رمز پیروزى مردان بزرگ، قدرت تفكر، پیروزى فكر و را مطالعه كنید. مطمئن باشید كه اگر دیدگاه خود را نسبت به زندگى تغییر دهید، دنیاى اطراف شما نیز تغییر خواهد كرد.

**************************************

سوال یکی از کاربران سایت :

مشکل من هست که جدیدا افکار خودم رو نمی تونم خوب کنترل کنم. زمانی من به عنوان یک فرد مثبت اندیش و توانا در خانواده مطرح بودم اما الان (کمی مشکلات و فشار زندگیم زیاد شده) کمی زود خسته می شم و اونوقته که دیگه نمی تونم جلو افکار منفی رو بگیرم. یک آن متوجه می شم که دارم به چه چیزهای عجیب غریب فکر می کنم.

باید چی کار کنم که مثبت اندیشی برگرده تو ذهنم؟

خواهش می کنم کمکم کنید.

خیلی ممنون از شما

***********************************

جواب :

من بارها شده که با یک اتفاق کوچک آنقدر به آن فکر کردم که به قول معروف از کاه کوه ساختنم، بگذارید مثالی بزنم: یک ماشین به صورت نابجا برای ما بوق می زند. برای لحظه ای عصبانی می شویم و با خود می گوییم عجب آدم مزخرفی است. تحت تاثیر عصابانیتمان واکنشی نشان می دهیم و در جواب واکنش ما او عکس العملی نشان می دهد. او رد می شود و می رود ولی ما هنوز به افکار منفی خود غوطه وریم. در ذهن خود با او گلاویز می شویم، با مشت به سر او می زنیم، به زمین می افتد و بیهوش می شود. فکر اینکه نکند او را به قتل رسانیده باشیم تنمان را می لرزاند و یک مرتبه به خود می آییم و می بینیم اینها فقط افکار منفی ما بودند و البته فرد مزاحم الان رفته است. به عبارتی دیگر یک عمل کلید ماشه یک سلسه از افکار اتوماتیک منفی را می کشد. البته چنین وقتی یک مسئله ریاضی را که در آستانه امتحان دادن آن هستیم بلد نیستیم پیش خود می گوییم کارم تمام است این درس را افتضاح کردم و بعد هم سلسه افکار اتوماتیک بعدی: آبروم جلو همه میره!، همه به چشم یک خنگ نگاهم می کنم، هیچی دیگه بدبخت می شم… و بعد ناگهان احساس می کنید عرق کرده اید. احساس اضطراب می کنید و از اینکه به لحظه امتحان نزدیک شوید احساس بدی پیدا می کنید. در حالی که شما فقط و فقط یک مسئله را بلد نبودید و آنچه شما را نگران کرده خیلی بیشتر از آن چیزی است که واقعا وجود دارد. و من فکر می کنم آنقدر همه ما این گفتگوهای درونی را بارها و بارها تجربه کرده ایم که نیاز به مثال های بیشتری نیست.

ولی حالا ببینیم چه راه حل هایی برای این مشکل وجود دارد:

۱- خودآگاهی: دستتان به فنجان می خود. چای روی زمین می ریزد و شما احساس شرمندگی و خشم می کنید. واقعا آن لحظه در ذهن شما چه گذشت؟ شاید همین که چای ریخت پیش خودتان گفتید: اه، باز این چای رو نباید اینجا می گذاشت و بعد هم سلسله افکارتان ادامه پیدا می کند: آخه من بهش چی بگم؟ از دستش خسته شدم. همش بی دقتی، این هم شد شانس؟ واقعا که بدبختم. و حالا به شدت از دست او که شاید هم اصلا خطایی نکرده است عصبانی می شوید. خب حالا اگر خودآگاهی داشته باشید و بدانید که این فرآیند سلسله وار است که بهمن وار هرچه ادامه می یابد سنگین تر و حتی غیر منتطقی تر می شود باعث می شود طبیعتا جلو اثرات زیاد آن گرفته شده و فقط شما در حد همان ریختن و کثیف شدن فرش از این اتفاق ناراحت می شوید که البته آنقدر زیاد نخواهد بود. پس همین که بدانیم در ذهن ما چه می گذرد خود به خود حتی اگر کار زیادی هم برای توقف آن نکنیم به کاهش اثرات آن منجر می شود پیش همین دانستن خودش قدم بزرگی است.

۲- زنجیره افکار اتوماتیک را در اولین فرصت پاره کنید: کمک بزرگی است که در اولین لحظه حضور ذهنمان در این فرآیند سلسله وار گفتمان درونی آن را قطع کنیم. دوست صمیمی مان سرزنش می کند که چرا به او سر جلسه امتحان تقلب نرسانده ایم و ما هم تحت تاثیر انتقاد او ناراحت شده و پیش خود می گوییم عجب آدم بی ملاحظه ای! می خواهد آبروی مرا ببره. همش توقعات زیادی دارد. آخه خودش مگر واسه من چی کار کرد؟ واقعا که! ما هم عجب دوستانی داریم و… بسته به اینکه این سلسه افکار را با چه شدتی و تا کجا ادامه دهید ممکن است آنقدر عصبانی و آزرده خاطر شوید که تصمیم بگیرید برای همیشه (البته در آن لحظه) با او قطع ارتباط کنید. در حالی که در همان لحظه اول یعنی بعد از انتقاد او این مکالمه درونی را قطع می کردید یا اصلا عصبانی نمی شدید و یا شدت آن بسیار کم بود.

۳- افکار اتوماتیک منفی خود که در طول روز تولید شده است را یادداشت کنید: شاید بگویید چرا یادداشت کنم؟ همین که می فهمم در مغزم چه می گذرد کافی است. ولی باید بدانید که طی تحقیقاتی که انجام گرفته است نوشتن اثرات بسیار عمیقی در سیستم عصبی ما دارد. نوشتن افکار اتوماتیک باعث می شود تا جزئی ترین افکار پنهان یا برق آسایی که از ذهن ما می گذرد را شکار کنید. واقعیت آن است که افکار اتوماتیک آنقدر برق آسا هستند که کشف آن ها تقریبا در لحظه واقعه بسیار مشکل است و باید در فرصت مناسب مثلا هر شب در آرامش چشمان خود را ببندید و آن واقعه را مثلا بی محلی دوستتان به شما و یا ترس تان از امتحان و یا جر و بحثتان با همسایه را در ذهن تان مرور کنید و ببینید در آن لحظه به خودتان چه گفتید؟ چه چیزی را تصور کردید و چه فکری از ذهنتان گذشت؟ و آن را لحظه به لحظه بنویسید. شاید این زنجیره حتی به بیست و بیشتر از افکار اتوماتیک منفی منجر شود. من خودم شخصا بعضی مواقع توانسته ام این زنجیره را به دو صفحه پشت سر هم تصور کرده و یادداشت کنم. پیشنهاد می کنم اگر این کار را می کنید سعی نمایید جلو هر فکر جای خالی بگذارید تا بعدا فکر مثبت جایگزین را هم جلو آن بنویسید.

۴- مثل یک وکیل مدافع باشید: حالا جلو هر فکر یک فکر مثبت یادداشت کنید. فکر کنید که یک وکیل مدافع هستید که باید از کسی (که اینجا خودتان هستید) دفاع کنید. برای مثلا جلو فکر منفی که می گوید: “عجب آدم بی ملاحظه ای” بگویید: “به نظر می رسد کمی عصبانی است، احتمالا این موضوع ناراحتش کرده. در هر حال اتفاقا من دیده ام که چقدر هم مواظب رفتارش هست،” و یا بگویید “شاید رفتارش کمی بی ملاحظه باشد و واقعا اینقدر زیاد نیست”

خب آنچه که برای کنترل افکار خدمتتان گفتم در حقیقت یک روشی است به نام شناخت درمانی که چند کتاب بسیار جالب در مورد آن منتشر شده است که لیستی از سه مورد که خودم مطالعه کردم برایتان در پایان نوشته برایتان آورده ام. امیدوارم نگاهتان نسبت به کنترل افکارتان عمیق تر شده باشد.

۱- روانشناسی افسردگی (دکتر برنز – مترجم: قره چه داغی)

۲- از حال بد به حال خوب (دکتر برنز – مترجم: قره چه داغی)

۳- عشق هرگز کافی نیست ( دکتر برنز – مترجم:قره چه داغی)

موفق باشید.

******************************************

لینک کانال دعا و اذکار : https://telegram.me/doagooo

کانال علوم غریبه

درباره ی admin

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *