قالب وردپرس درنا توس
خانه / ذکر و دعاهای قرآنی / دعای مجرب قرآنی برای نفرین ظالم,ذکر و دعای قرآنی برای نفرین و نابودی دشمن و ظالمان

دعای مجرب قرآنی برای نفرین ظالم,ذکر و دعای قرآنی برای نفرین و نابودی دشمن و ظالمان

در این پست از سایت antique-book-treasure.ir دعای مجرب قرآنی برای نفرین ظالم,ذکر و دعای قرآنی برای نفرین و نابودی دشمن و ظالمان را برای شما عزیزان قرار دادیم . مجموعه ای از دعا و ذکر و طلسمات بسیار قوی و مجرب قرآنی برای نفرین و نابودی ظالمان و ستمگران و انسانهای بد شامل ادعیه و اذکار و طلسمات برای نفرین دشمن و ستمگر و نابودی و مرگ و از بین رفتن دشمنان اسلام

دعای مجرب قرآنی برای نفرین ظالم,ذکر و دعای قرآنی برای نفرین و نابودی دشمن و ظالمان
دعای مجرب قرآنی برای نفرین ظالم,ذکر و دعای قرآنی برای نفرین و نابودی دشمن و ظالمان

دعای مجرب قرآنی برای نفرین ظالم,ذکر و دعای قرآنی برای نفرین و نابودی دشمن و ظالمان,دعا برای نابودی دشمن و ظالم,دعای نابودی دشمنان اسلام,دعا برای نفرین ستمگران و ظالمان,دعا برای نفرین کردن و نابودی دشمنان و ستمگران,دعای مجرب قرآنی برای نابودی و نفرین ظالم و دشمن,طلسم بسیار قوی برای نفرین ظالم,طلسم نفرین کردن ظالم و دشمن

دعای مجرب قرآنی برای نفرین ظالم,ذکر و دعای قرآنی برای نفرین و نابودی دشمن و ظالمان

هرکس به ظلم ظالم دچار شده دعای زیر را با اعتقاد کامل بخواند که ان شاء الله ظالم به عقوبت ظلمش دچار شود. درضمن برای ظهور منجی بشریت مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه) منتصر و یاری دهنده مظلومین دعا کنیم که به حقیقت ظلم و جور از حد گذشته است و ظالمان بزرگ این زمان (صهیونیست، آل سعود، داعش، آمریکا و مخصوصا ظالمان و خائنان داخلی) را با این دعا و نفرین به حضرت حق سپرده و نفرینشان کنیم.

دعای مجرب قرآنی برای نفرین ظالم,ذکر و دعای قرآنی برای نفرین و نابودی دشمن و ظالمان
دعای مجرب قرآنی برای نفرین ظالم,ذکر و دعای قرآنی برای نفرین و نابودی دشمن و ظالمان

اما روایتی عجیب در عظمت این دعا به همراه متن و ترجمه دعا:

 

 

دعای مجرب قرآنی برای نفرین ظالم,ذکر و دعای قرآنی برای نفرین و نابودی دشمن و ظالمان
دعای مجرب قرآنی برای نفرین ظالم,ذکر و دعای قرآنی برای نفرین و نابودی دشمن و ظالمان

سید ابن‏ طاووس با سند خود از ابوروح نسابی نقل می‏کند که گفت: امام هادی(علیه السلام) پس از حمد و ثنای الهی، با این دعا که بعدا می‏آید، متوکل را نفرین کرد. سید ابن ‏طاووس می‏گوید: من این دعا را از طریق دیگری بدست آوردم، و آن این است که: زرافه دربان متوکل که شیعه بود می‏گوید: متوکل، فتح بن خاقان را گرامی می‏داشت، او بیش از همه مردم [و امراء]، و فرزندان و خاندانش به او نزدیک بود، متوکل خواست تا موقعیت فتح را به رخ دیگران بکشد، از اینرو [روزی] دستور داد تا همه‏ی وزرا، بزرگان، امراء، فرماندهان، و لشکریان، و عامه مردم، به بهترین شکل، خود را بیارانید، و در فخرآمیزترین آمادگی و امکانات خود ظاهر شوند، و کسی جز او و فتح بن خاقان سوار نباشد و همه با ترتیب درجات، و موقعیت‏های اجتماعی خود، پیاده در جلو ایشان به راه افتند، آن روز، روز بسیار گرم تابستانی بود، از جمله‏ی بزرگان که بیرون آمد امام هادی(علیه السلام) بود، امام(علیه السلام)، مشقت و رنج بسیار از پیاده بودن و گرمای آن روز دید، زرافه می‏گوید: رو به امام(علیه السلام) کردم، و عرض کردم: سرورم! سوگند به خدا بر من گرانست این مشقت‏ها و رنج‏هایی که از این طاغیان می‏بینی، و دست حضرت(علیه السلام) را گرفتم، و او [با دست خود] بر من تکیه کرد، و فرمود: زرافه! در نزد خدا، ناقه‏ی صالح، از من گرامی‏تر [، و ارجمندتر] نیست، و پیوسته از حضرت(علیه السلام) سؤال کردم، و استفاده بردم، و با او سخن گفتم، تا زمانی که متوکل فرود آمد، و دستور داد تا مردم برگردند، هر یک اسب‏های خود را آورده سوار شدند، و به خانه‏های خود برگشتند، و برای حضرت(علیه السلام) نیز استری آوردند، حضرت(علیه السلام) سوار شد، و من در خدمت ایشان به منزل برگشتم، امام پیاده شد، و من خداحافظی کردم، و به خانه‏ی خود رفتم، فرزندانم معلمی شیعه داشتند که دانشمند و فاضل بود، عادت من این بود که هنگام غذا، او را هم سر سفره می‏آوردم، او آمد، و از هر در سخن گفتیم، و نیز از سوار بودن متوکل و فتح، و پیاده بودن دیگران سخن به میان آمد، و من از رنج امام هادی(علیه السلام)، و سخنش که: در نزد خدا، ناقه‏ی صالح، منزلتش از من بیشتر نیست، خبر دادم، معلم که مشغول خوردن غذا بود، دست کشید، و گفت: تو را به خدا! آیا این سخن را از او شنیدی؟ گفتم: سوگند به خدا! شنیدم. گفت: بدان که متوکل بیش از سه روز، در سلطنت خود باقی نمی‏ماند، و به هلاکت می‏رسد، تو کارهای خود را جمع و جور کن، و اموال خود را در جاهای امن بگذار، و آماده باش که مرگ متوکل، اسباب غارت اموالت نشود. گفتم: از کجا می‏گویی؟ گفت: آیا داستان صالح و ناقه را در قرآن نخوانده‏ای، که خدای سبحان می‏فرماید: «پس آن ناقه را پی کردند، و صالح گفت: سه روز در خانه‏ هایتان بهره‏مند گردید [، و بعد از آن، عذاب الهی فرا خواهد رسید]، این وعده‏ای است که دروغ نخواهد بود». و ممکن نیست سخن امام(علیه السلام)، بیهوده باشد. زرافه گفت: سوگند به خدا! روز سوم نرسید مگر آنکه منتصر [فرزند متوکل]، به همراه بغا و وصیف، و ترکان، بر متوکل، و فتح بن خاقان حمله کردند، و آنان را کشتند، و آنچنان آنان را تکه تکه کردند که از یکدیگر شناخته نمی‏شدند، و خدا نعمت و سلطنت متوکل را از بین برد، سپس من به دیدار امام(علیه السلام) شتافتم، و از ماجرای خود با معلم آگاهش کردم، امام(علیه السلام) فرمود: راست گفته است، چون به تنگ آمدم به دعای دفع ظالم – این گنجینه‏ موروثی خود از پدران بزرگوارم که از هر دژ و سلاح و سپری نیرومندتر است – مراجعه کردم، و با آن، متوکل را نفرین کردم، و خدا او را به هلاکت رساند. عرض کردم: سرورم! اگر مصلحت بدانی، آن را به من بیاموز، و او آموخت، دعا این است:

دعای مجرب قرآنی برای نفرین ظالم,ذکر و دعای قرآنی برای نفرین و نابودی دشمن و ظالمان
دعای مجرب قرآنی برای نفرین ظالم,ذکر و دعای قرآنی برای نفرین و نابودی دشمن و ظالمان

اللَّهُمَّ إِنِّی وَ فُلَانَ بْنَ فُلَانٍ عَبْدَانَ مِنْ عَبِیدِکَ نَوَاصِینَا بِیَدِکَ تَعْلَمُ مُسْتَقَرَّنَا وَ مُسْتَوْدَعَنَا وَ تَعْلَمُ مُنْقَلَبَنَا وَ مَثْوَانَا وَ سِرَّنَا وَ عَلَانِیَتَنَا وَ تَطَّلِعُ عَلَى نِیَّاتِنَا وَ تُحِیطُ بِضَمَائِرِنَا عِلْمُکَ بِمَا نُبْدِیهِ کَعِلْمِکَ بِمَا نُخْفِیهِ وَ مَعْرِفَتُکَ بِمَا نُبْطِنُهُ کَمَعْرِفَتِکَ بِمَا نُظْهِرُهُ وَ لَا یَنْطَوِی عَنْکَ شَیْ‏ءٌ مِنْ أُمُورِنَا وَ لَا یَسْتَتِرُ دُونَکَ حَالٌ مِنْ أَحْوَالِنَا- وَ لَا لَنَا مِنْکَ مَعْقِلٌ یُحَصِّنُنَا وَ لَا حِرْزٌ یَحْرُزُنَا وَ لَا هَارِبٌ یَفُوتُکَ مِنَّا وَ لَا یَمْتَنِعُ الظَّالِمُ مِنْکَ بِسُلْطَانِهِ وَ لَا یُجَاهِدُکَ عَنْهُ جُنُودُهُ وَ لَا یُغَالِبُکَ مُغَالِبٌ بِمَنْعَةٍ وَ لَا یُعَازُّکَ مُتَعَزِّزٌ بِکَثْرَةٍ أَنْتَ مُدْرِکُهُ أَیْنَ مَا سَلَکَ وَ قَادِرٌ عَلَیْهِ أَیْنَ لَجَأَ فَمَعَاذُ الْمَظْلُومِ مِنَّا بِکَ وَ تَوَکُّلُ الْمَقْهُورِ مِنَّا عَلَیْکَ وَ رُجُوعُهُ إِلَیْکَ وَ یَسْتَغِیثُ بِکَ إِذَا خَذَلَهُ الْمُغِیثُ وَ یَسْتَصْرِخُکَ إِذَا قَعَدَ عَنْهُ النَّصِیرُ وَ یَلُوذُ بِکَ إِذَا نَفَتْهُ الْأَفْنِیَةُ وَ یَطْرُقُ بَابَکَ إِذَا أُغْلِقَتْ دُونَهُ الْأَبْوَابُ الْمُرْتَجَةُ وَ یَصِلُ إِلَیْکَ إِذَا احْتَجَبَتْ عَنْهُ الْمُلُوکُ الْغَافِلَةُ تَعْلَمُ مَا حَلَّ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَشْکُوهُ إِلَیْکَ وَ تَعْرِفُ مَا یُصْلِحُهُ قَبْلَ أَنْ یَدْعُوَکَ لَهُ فَلَکَ الْحَمْدُ سَمِیعاً بَصِیراً لَطِیفاً قَدِیراً اللَّهُمَّ إِنَّهُ قَدْ کَانَ فِی سَابِقِ عِلْمِکَ وَ مُحْکَمِ قَضَائِکَ وَ جَارِی قَدَرِکَ وَ مَاضِی حُکْمِکَ وَ نَافِذِ مَشِیئَتِکَ فِی خَلْقِکَ أَجْمَعِینَ سَعِیدِهِمْ وَ شَقِیِّهِمْ وَ بَرِّهِمْ وَ فَاجِرِهِمْ أَنْ جَعَلْتَ لِفُلَانِ بْنِ فُلَانٍ عَلَیَّ قُدْرَةً فَظَلَمَنِی بِهَا وَ بَغَى عَلَیَّ لِمَکَانِهَا وَ تَعَزَّزَ عَلَیَّ بِسُلْطَانِهِ الَّذِی خَوَّلْتَهُ إِیَّاهُ وَ تَجَبَّرَ عَلَیَّ بِعُلُوِّ حَالِهِ الَّتِی جَعَلْتَهَا لَهُ وَ غَرَّهُ إِمْلَاؤُکَ لَهُ وَ أَطْغَاهُ حِلْمُکَ عَنْهُ فَقَصَدَنِی بِمَکْرُوهٍ عَجَزْتُ عَنِ الصَّبْرِ عَلَیْهِ وَ تَغَمَّدَنِی بِشَرٍّ ضَعُفْتُ عَنِ احْتِمَالِهِ وَ لَمْ أَقْدِرْ عَلَى الِانْتِصَارِ مِنْهُ لِضَعْفِی وَ الِانْتِصَافِ مِنْهُ لِذُلِّی فَوَکَلْتُهُ إِلَیْکَ وَ تَوَکَّلْتُ فِی أَمْرِهِ عَلَیْکَ وَ تَوَعَّدْتُهُ بِعُقُوبَتِکَ وَ حَذَّرْتُهُ سَطْوَتَکَ وَ خَوَّفْتُهُ نَقِمَتَکَ فَظَنَّ أَنَّ حِلْمَکَ عَنْهُ مِنْ ضَعْفٍ وَ حَسِبَ أَنَّ إِمْلَاءَکَ لَهُ مِنْ عَجْزٍ وَ لَمْ تَنْهَهُ وَاحِدَةٌ عَنْ أُخْرَى وَ لَا انْزَجَرَ عَنْ ثَانِیَةٍ بِأُولَى وَ لَکِنَّهُ تَمَادَى فِی غَیِّهِ وَ تَتَابَعَ فِی ظُلْمِهِ وَ لَجَّ فِی عُدْوَانِهِ وَ اسْتَشْرَى فِی طُغْیَانِهِ جُرْأَةً عَلَیْکَ یَا سَیِّدِی وَ تَعَرُّضاً لِسَخَطِکَ الَّذِی لَا تَرُدُّهُ عَنِ الظَّالِمِینَ وَ قِلَّةِ اکْتِرَاثٍ بِبَأْسِکَ الَّذِی لَا تَحْبِسُهُ عَنِ الْبَاغِینَ فَهَا أَنَا ذَا یَا سَیِّدِی مُسْتَضْعَفٌ فِی یَدَیْهِ مُسْتَضَامٌ تَحْتَ سُلْطَانِهِ مُسْتَذَلٌّ بِعَنَائِهِ مَغْلُوبٌ مَبْغِیٌّ عَلَیَّ مَغْضُوبٌ وَجِلٌ خَائِفٌ مُرَوَّعٌ مَقْهُورٌ قَدْ قَلَّ صَبْرِی وَ ضَاقَتْ حِیلَتِی وَ انْغَلَقَتْ عَلَیَّ الْمَذَاهِبُ إِلَّا إِلَیْکَ وَ انْسَدَّتْ عَلَیَّ الْجِهَاتُ إِلَّا جِهَتُکَ وَ الْتَبَسَتْ عَلَیَّ أُمُورِی فِی دَفْعِ مَکْرُوهِهِ عَنِّی وَ اشْتَبَهَتْ عَلَیَّ الْآرَاءُ فِی إِزَالَةِ ظُلْمِهِ وَ خَذَلَنِی مَنِ اسْتَنْصَرْتُهُ مِنْ عِبَادِکَ وَ أَسْلَمَنِی مَنْ تَعَلَّقْتُ بِهِ مِنْ خَلْقِکَ طُرّاً وَ اسْتَشَرْتُ نَصِیحِی فَأَشَارَ إِلَیَّ بِالرَّغْبَةِ إِلَیْکَ وَ اسْتَرْشَدْتُ دَلِیلِی فَلَمْ یَدُلَّنِی إِلَّا عَلَیْکَ فَرَجَعْتُ إِلَیْکَ یَا مَوْلَایَ صَاغِراً رَاغِماً مُسْتَکِیناً عَالِماً أَنَّهُ لَا فَرَجَ‏ إِلَّا عِنْدَکَ وَ لَا خَلَاصَ لِی إِلَّا بِکَ أَنْتَجِزُ وَعْدَکَ فِی نُصْرَتِی وَ إِجَابَةَ دُعَائِی فَإِنَّکَ قُلْتَ وَ قَوْلُکَ الْحَقُّ الَّذِی لَا یُرَدُّ وَ لَا یُبَدَّلُ- وَ مَنْ عاقَبَ بِمِثْلِ ما عُوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِیَ عَلَیْهِ لَیَنْصُرَنَّهُ اللَّهُ‏ وَ قُلْتَ جَلَّ جَلَالُکَ وَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُکَ- ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ‏ وَ أَنَا فَاعِلٌ مَا أَمَرْتَنِی بِهِ لَا مَنّاً عَلَیْکَ وَ کَیْفَ أَمُنُّ بِهِ وَ أَنْتَ عَلَیْهِ دَلَلْتَنِی- فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فَاسْتَجِبْ لِی کَمَا وَعَدْتَنِی یَا مَنْ‏ لا یُخْلِفُ الْمِیعادَ وَ إِنِّی لَأَعْلَمُ یَا سَیِّدِی أَنَّ لَکَ یَوْماً تَنْتَقِمُ فِیهِ مِنَ الظَّالِمِ لِلْمَظْلُومِ وَ أَتَیَقَّنُ لَکَ وَقْتاً تَأْخُذُ فِیهِ مِنَ الْغَاصِبِ لِلْمَغْصُوبِ لِأَنَّکَ لَا یَسْبِقُکَ مُعَانِدٌ وَ لَا یَخْرُجُ عَنْ قَبْضَتِکَ مُنَابِذٌ وَ لَا تَخَافُ فَوْتَ فَائِتٍ وَ لَکِنْ جَزَعِی وَ هَلَعِی لَا یَبْلُغَانِ بِیَ الصَّبْرَ عَلَى أَنَاتِکَ وَ انْتِظَارِ حِلْمِکَ فَقُدْرَتُکَ عَلَیَّ یَا سَیِّدِی وَ مَوْلَایَ فَوْقَ کُلِّ قُدْرَةٍ وَ سُلْطَانُکَ غَالِبٌ عَلَى کُلِّ سُلْطَانٍ وَ مَعَادُ کُلِّ أَحَدٍ إِلَیْکَ وَ إِنْ أَمْهَلْتَهُ- وَ رُجُوعُ کُلِّ ظَالِمٍ إِلَیْکَ وَ إِنْ أَنْظَرْتَهُ وَ قَدْ أَضَرَّنِی یَا رَبِّ حِلْمُکَ عَنْ فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ وَ طُولُ أَنَاتِکَ لَهُ وَ إِمْهَالُکَ إِیَّاهُ وَ کَادَ الْقُنُوطُ یَسْتَوْلِی عَلَیَّ لَوْ لَا الثِّقَةُ بِکَ وَ الْیَقِینُ بِوَعْدِکَ فَإِنْ کَانَ فِی قَضَائِکَ النَّافِذِ وَ قُدْرَتِکَ الْمَاضِیَةِ أَنْ یُنِیبَ أَوْ یَتُوبَ أَوْ یَرْجِعَ عَنْ ظُلْمِی أَوْ یَکُفَّ مَکْرُوهَهُ عَنِّی وَ یَنْتَقِلَ عَنْ عَظِیمِ مَا رَکِبَ مِنِّی فَصَلِّ اللَّهُمَّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَوْقِعْ ذَلِکَ فِی قَلْبِهِ السَّاعَةَ السَّاعَةَ قَبْلَ إِزَالَةِ نِعْمَتِکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ بِهَا عَلَیَّ وَ تَکْدِیرِهِ مَعْرُوفَکَ الَّذِی صَنَعْتَهُ عِنْدِی وَ إِنْ‏ کَانَ‏ فِی‏ عِلْمِکَ‏ بِهِ‏ غَیْرُ ذَلِکَ‏ مِنْ‏ مُقَامٍ‏ عَلَى‏ ظُلْمِی‏ فَأَسْأَلُکَ یَا نَاصِرَ الْمَظْلُومِ الْمَبْغِیِّ عَلَیْهِ إِجَابَةَ دَعْوَتِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ خُذْهُ مِنْ مَأْمَنِهِ‏ أَخْذَ عَزِیزٍ مُقْتَدِرٍ وَ افْجَأْهُ فِی غَفْلَتِهِ مُفَاجَاةَ مَلِیکٍ مُنْتَصِرٍ وَ اسْلُبْهُ نِعْمَتَهُ وَ سُلْطَانَهُ وَ افْضُضْ عَنْهُ [وَ فُلَ‏] جُمُوعَهُ وَ أَعْوَانَهُ وَ مَزِّقْ مُلْکَهُ کُلَّ مُمَزَّقٍ وَ فَرِّقْ أَنْصَارَهُ کُلَّ مُفَرِّقٍ وَ أَعِرْهُ مِنْ نِعْمَتِکَ الَّتِی لَمْ یُقَابِلْهَا بِالشُّکْرِ وَ انْزَعْ عَنْهُ سِرْبَالَ عِزِّکَ الَّذِی لَمْ‏ یُجَازِهِ بِالْإِحْسَانِ. وَ اقْصِمْهُ یَا قَاصِمَ الْجَبَابِرَةِ وَ أَهْلِکْهُ یَا مُهْلِکَ الْقُرُونِ الْخَالِیَةِ وَ أَبِرْهُ یَا مُبِیرَ الْأُمَمِ الظَّالِمَةِ وَ اخْذُلْهُ یَا خَاذِلَ الْفِئَاتِ الْبَاغِیَةِ وَ ابْتُرْ عُمُرَهُ وَ ابْتَزَّ مُلْکَهُ وَ عِفَّ أَثَرَهُ وَ اقْطَعْ خَبَرَهُ وَ أَطْفِئْ نَارَهُ وَ أَظْلِمْ نَهَارَهُ وَ کَوِّرْ شَمْسَهُ وَ أَزْهِقْ نَفْسَهُ وَ اهْشِمْ شِدَّتَهُ وَ جُبَّ سَنَامَهُ وَ أَرْغِمْ أَنْفَهُ وَ عَجِّلْ حَتْفَهُ وَ لَا تَدَعْ لَهُ جُنَّةً إِلَّا هَتَکْتَهَا وَ لَا دِعَامَةً إِلَّا قَصَمْتَهَا وَ لَا کَلِمَةً مُجْتَمِعَةً إِلَّا فَرَّقْتَهَا وَ لَا قَائِمَةَ عُلُوٍّ إِلَّا وَضَعْتَهَا- وَ لَا رُکْناً إِلَّا وَهَنْتَهُ وَ لَا سَبَباً إِلَّا قَطَعْتَهُ وَ أَرِنَا أَنْصَارَهُ وَ جُنْدَهُ وَ أَحِبَّاءَهُ وَ أَرْحَامَهُ عَبَادِیدَ بَعْدَ الْأُلْفَةِ وَ شَتَّى بَعْدَ اجْتِمَاعِ الْکَلِمَةِ وَ مُقْنِعِی الرُّءُوسِ بَعْدَ الظُّهُورِ عَلَى الْأُمَّةِ وَ اشْفِ بِزَوَالِ أَمْرِهِ الْقُلُوبَ الْمُنْقَلِبَةَ الْوَجِلَةَ وَ الْأَفْئِدَةَ اللَّهِفَةَ وَ الْأُمَّةَ الْمُتَحَیِّرَةَ وَ الْبَرِیَّةَ الضَّائِعَةَ وَ أَدِلْ بِبَوَارِهِ الْحُدُودَ الْمُعَطَّلَةَ وَ الْأَحْکَامَ الْمُهْمَلَةَ وَ السُّنَنَ الدَّاثِرَةَ وَ الْمَعَالِمَ الْمُغَیَّرَةَ وَ التِّلَاوَاتِ الْمُتَغَیَّرِةَ وَ الْآیَاتِ الْمُحَرَّفَةَ وَ الْمَدَارِسَ الْمَهْجُورَةَ وَ الْمَحَارِیبَ الْمَجْفُوَّةَ وَ الْمَسَاجِدَ الْمَهْدُومَةَ وَ أَرِحْ بِهِ الْأَقْدَامَ الْمُتْعَبَةَ وَ أَشْبِعْ بِهِ الْخِمَاصَ السَّاغِبَةَ وَ أَرْوِ بِهِ اللَّهَوَاتِ اللَّاغِبَةَ وَ الْأَکْبَادَ الظَّامِئَةَ وَ أَرِحْ بِهِ الْأَقْدَامَ الْمُتْعَبَةَ وَ أَطْرِقْهُ بِلَیْلَةٍ لَا أُخْتَ لَهَا وَ سَاعَةٍ لَا شِفَاءَ مِنْهَا وَ بِنَکْبَةٍ لَا انْتِعَاشَ مَعَهَا وَ بِعَثْرَةٍ لَا إِقَالَةَ مِنْهَا وَ أَبِحْ حَرِیمَهُ وَ نَغِّصْ نَعِیمَهُ- وَ أَرِهِ بَطْشَتَکَ الْکُبْرَى وَ نَقِمَتَکَ الْمُثْلَى وَ قُدْرَتَکَ الَّتِی هِیَ فَوْقَ کُلِّ قُدْرَةٍ وَ سُلْطَانَکَ الَّذِی هُوَ أَعَزُّ مِنْ سُلْطَانِهِ وَ اغْلِبْهُ لِی بِقُوَّتِکَ الْقَوِیَّةِ وَ مِحَالِکَ الشَّدِیدِ وَ امْنَعْنِی مِنْهُ بِمَنْعَتِکَ الَّتِی کُلُّ خَلْقٍ فِیهَا ذَلِیلٌ وَ ابْتَلِهِ بِفَقْرٍ لَا تَجْبُرُهُ وَ بِسُوءٍ لَا تَسْتُرُهُ وَ کِلْهُ إِلَى نَفْسِهِ فِیمَا یُرِیدُ إِنَّکَ فَعَّالٌ لِمَا تُرِیدُ وَ أَبْرِئْهُ مِنْ حَوْلِکَ وَ قُوَّتِکَ وَ أَحْوِجْهُ إِلَى حَوْلِهِ وَ قُوَّتِهِ وَ أَذِلَّ مَکْرَهُ بِمَکْرِکَ وَ ادْفَعْ مَشِیَّتَهُ بِمَشِیئَتِکَ وَ أَسْقِمْ‏ جَسَدَهُ وَ أَیْتِمْ وُلْدَهُ وَ انْقُصْ أَجَلَهُ وَ خَیِّبْ أَمَلَهُ وَ أَزِلْ دَوْلَتَهُ وَ أَطِلْ عَوْلَتَهُ وَ اجْعَلْ شُغُلَهُ فِی بَدَنِهِ وَ لَا تَفُکَّهُ مِنْ حُزْنِهِ وَ صَیِّرْ کَیْدَهُ فِی ضَلَالٍ وَ أَمْرَهُ إِلَى زَوَالٍ وَ نِعْمَتَهُ إِلَى انْتِقَالٍ وَ جَدَّهُ فِی سَفَالٍ وَ سُلْطَانَهُ فِی اضْمِحْلَالٍ وَ عَاقِبَتَهُ إِلَى شَرِّ مَآلِ وَ أَمِتْهُ بِغَیْظِهِ إِذَا أَمَتَّهُ وَ أَبْقِهِ لِحُزْنِهِ إِنْ أَبْقَیْتَهُ وَ قِنِی شَرَّهُ وَ هَمْزَهُ وَ لَمْزَهُ وَ سَطْوَتَهُ وَ عَدَاوَتَهُ وَ الْمَحْهُ لَمْحَةً تُدَمِّرُ بِهَا عَلَیْهِ فَإِنَّکَ‏ أَشَدُّ بَأْساً وَ أَشَدُّ تَنْکِیلًا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین‏

دعای مجرب قرآنی برای نفرین ظالم,ذکر و دعای قرآنی برای نفرین و نابودی دشمن و ظالمان
دعای مجرب قرآنی برای نفرین ظالم,ذکر و دعای قرآنی برای نفرین و نابودی دشمن و ظالمان

خدایا! من، و فلان فرزند فلان، دو تا از بندگان تو هستیم که اختیار ما در دست تو است، قرارگاه دائم و موقت ما را می‏دانی، و از بازگشتگاه و جایگاه ما، و نهان و آشکار ما خبر داری، و از نیات ما آگاهی، و به اسرار ما احاطه داری، آگاهی تو به آشکار ما به همان گونه است که از نهان ما آگاهی، و آگاهی تو به نهان ما، به همانگونه است که از آشکار ما آگاهی، هیچ چیز از کارهای ما از تو پنهان نمی‏ماند، و هیچ حالی از احوال ما از تو پوشیده نیست، هیچ پناهگاهی نداریم که ما را از تو پناه دهد، و هیچ دژی نداریم که ما را [از تو] حفظ کند، و فراری ما از دسترس تو بیرون نمی‏رود، و هیچ ظالمی از دسترسی تو، در پناه سلطنت خود قرار نمی‏گیرد، و از جانب او سپاهش با تو پیکار نمی‏کند، و با حمایت او هیچ قدری با تو به زور آزمایی نمی‏پردازد، و هیچ عزیزی با فراوانی [عده وعده‏ی خود]، با تو به رقابت در عزت، اقدام نمی‏کند، هر جا برود تو او را درمی‏ یابی، و به هر جا پناه برد، تو بر او توانایی، پس پناه ستمدیده‏ی ما، به تو، و توکل شکست خورده‏ی ما، بر تو، و بازگشتش، به سوی تو است، چون فریادرسان رهایش کنند، از تو فریادرسی می‏خواهد، و چون یاوران از [یاری] او باز مانند، تو را به یاری می‏طلبد، و چون از درگاه خانه‏ها رانده شود، به تو پناه می‏آورد، و چون درهای بسته به رویش قفل شود، در خانه‏ی تو را می‏کوبد، و چون پادشاهان فراموشکار، خود را از او بپوشند، به تو وصل می‏شود، پیش از آن که به تو شکوه کند، می‏دانی چه برایش پیش آمده، و پیش از آن که تو را برای آن بخواند، می‏دانی که چه سامانش می‏بخشد، پس سپاس تو را که شنوا، بینا، لطیف، و توانایی.

خدایا! در علم ازلی و قضای استوار، و قدر جاری، و حکم گذرا، و مشیت نافذی که در خوشبخت و بدبخت، و نیکوکار و تبهکار آفریدگان خود داشته‏ای، این بود که فلان فرزندان فلان را بر من توانمند سازی، او با آن، به من ستم می‏کند، و ظلم روا می‏دارد،
و با سلطنتی که به او داده‏ای، خود بر من گرامی می‏دارد، و با موقعیت بلندی که به او بخشیده‏ای، بر من تکبر می‏کند، و مهلت دادن تو به او فریبش داده، و بردباری تو از او، به سرکشی‏اش افکنده، او با رفتار ناخوشایندش با من، از بردباری، ناتوانم کرده، و شرش چنان مرا فرا گرفته که از تحمل آن بازمانده‏ام، و با ناتوانی و ذلتی که دارم نمی‏توانم از او انتقام گیرم، و حق خود را بستانم، اینک او را به تو وا می‏گذارم، و در کار او بر تو توکل می‏کنم، من او را از کیفر تو ترسانده‏ام، و از قهر تو بر حذر داشته‏ام، و از عتاب [، و انتقام] تو بیم داده‏ام. اما می‏پندارد که بردباری تو نسبت به او، از ناتوانی، و مهلت دادن تو به او، از عجز است، هیچ عمل ناشایستی او را از دیگری باز نداشت، و با عمل ناشایست اول خود، از دومی دست نکشیده، بلکه در گمراهی خود، ثابت، و ظلم خود را، پی در پی و در تجاوز خود، لجوج، و در سرکشی خود، اصرار می‏ورزد، این به خاطر جرات و جسارتی است که به تو – ای بزرگوارم! – پیدا کرده، و به خاطر پرداختن عمدی او به خشم توست که [البته] آن را از ظالمان بر نمی‏گردانی، و به خاطر بی‏مبالاتی او در برابر عذاب توست که [قطعا] آن را از متجاوزان بازنمی‏داری.
اینک این منم ای خدای بزرگوارم! که در دستان او، ناتوان، و در سلطنت او، حقم تباه، و با زورگویی‏های او، خوار گشته‏ام، مغلوبم، مورد ظلم، و غضب اویم، بیمناک و ترسناک و هراسان و شکست خورده‏ام، صبرم تمام شده، و از تدبیر بازمانده‏ام، و همه‏ی درها جز در خانه‏ی تو به رویم بسته است، و همه‏ی راهها جز راه به سوی تو، به رویم مسدود است، جلوگیری از رفتارهای تلخ [و ظلم] او، بر من دشوار است، و نمی‏دانم چگونه ظلمش را برطرف کنم، و از هر که یاری خواسته‏ام تنهایم گذاشت، و همه‏ی آنان که به ایشان دل بسته بودم رهایم کردند، با خیر خواه خود مشورت کردم، اشاره کرد که به تو رو کنم، و از راهنمای خود، راهنمایی خواستم، جز به تو راهنماییم نکرد.
حال، ای مولای من! خوار و زبون و درمانده و آگاه به اینکه هیچ گشایشی جز از جانب تو نیست، و هیچ رهایی جز به وسیله‏ی تو نیست، به سوی تو بازگشته‏ام، می‏خواهم که به وعده‏ی یاریم، و اجابت دعایم وفا کنی، زیرا این سخن حق، و تغییر ناپذیر توست که فرموده‏ای: «و هر کس نظیر آنچه بر او عقوبت رفته است دست به عقوبت زند، سپس مورد ستم قرار گیرد، قطعا خدا او را یاری خواهد کرد»، و فرموده‏ای: «مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم»، و من آنچه فرمودی عمل کردم، و هیچ منتی بر تو ندارم، چگونه بر تو منت داشته باشم و حال آن که تو مرا به آن راهنمایی فرمودی، پس بر محمد و آل محمد درود فرست، و چنانکه وعده داده‏ای دعایم را مستجاب فرما. ای کسی که از وعدی خود تخلف نمی‏کند!
و من – ای خدای بزرگوارم! – می‏دانم که تو روزی را داری که در آن، انتقام مظلوم را از ظالم می‏گیری، و یقین دارم که تو موقفی داری که در آن، حق مغصوب را از غاصب می‏گیری، زیرا هیچ دشمنی بر تو پیشی نمی‏گیرد، و هیچ ستیزگری از حیطه‏ی قدرت تو بیرون نمی‏رود، و نگران از دست رفتن کسی نیستی، ولی بی‏تابی و بی‏قراری من، صبر مرا به اوج شکیبایی، و انتظار بردباری تو نمی‏رساند، ای بزرگوار و مولایم! قدرت تو بر من، فوق هر قدرتی است، و سلطه‏ی تو بر هر صاحب سلطه‏ای، غالب است، و بازگشت هر کسی هر چند مهلتش داده باشی، و هر ظالمی هر چند فرصتش داده باشی، به سوی تو است، پروردگارا! بردباری تو از فلان فرزند فلان، و ادامه‏ی شکیبایی، و فرصت دادن تو به او، به زیان من است، اگر اطمینان به تو، و یقین به وعده‏ی تو نداشتم، نزدیک بود ناامیدی بر من چیره گردد، خدایا! اگر در قضای حتمی،
و قدرت نافذ تو گذشته است که او از ظلم به من برگردد و توبه کند، و از آزار من دست بردارد، و از گناه بزرگی که در حق من مرتکب شده کناره گیرد، بر محمد و آل محمد درود فرست، و آن را – هم اکنون، هم اکنون، پیش از آنکه نعمت‏هایم را که به من داده‏ ای از بین ببرد، و نیکی‏ هایت را که بر من کرده ‏ای مکدر کند – در دلش بیفکن. و اگر غیر این است، و بر ظلم من پایدار است، از تو درخواست می‏کنم – ای یاور مظلومان ستمدیده؟! – دعایم را اجابت کنی، بر محمد و آل محمد درود فرست، و این ظالم را از جایگاه امنش، با عزت و اقتدار بگیر، و همچون پادشاهی انتقامجو، بر او شبیخون زن، و نعمت و سلطنتش را بستان، و جمع و یارانش را بشکن، و دار و ندارش را سخت پاره پاره کن، و یاورانش را سخت پراکنده ساز، و از نعمت خود که او شکرش نکرد برهنه‏اش کن، و پیراهن عزتت را که او سپاسش نگفت، از اندامش در آر، و او را بشکن ای درهم شکن قلدران [، و ستمگران]! و او را نابود کن ای نابود کننده‏ی نسل‏های گذشته! و او را هلاک کن ای هلاک کننده‏ی امت‏های ستمگر! و او را خوار کن ای خوار کننده‏ی گروههای تجاوزگر! و عمرش را قطع کن، و ملکش را بگیر، و اثرش را پاک کن، و خبرش را نابود کن، و آتشش را خاموش کن، و روزش را تاریک، و آفتابش را در هم بپیچ، و جان از تنش بیرون ببر، و توانش را خرد کن، و ریاستش را قطع کن، و بینی‏اش را به خاک بمال، و مرگش را زود برسان، و پرده‏ای برایش مگذار مگر آن که پاره کنی، و نه ستونی مگر آن که بشکنی، و نه یکپارچگی مگر آن که بپراکنی، و نه بلند مرتبگی مگر آن که پایین آوری، و نه پایه‏ای مگر آن که سست کنی، و نه سببی مگر آن که ببری.
و به ما بنمایان یاران، و سپاه، و دوستان، و خویشانش را [به صورت] گروههای ناسازگار پس از سازگاری، و پراکندگان پس از یکپارچکی، و سر به زیر داشتگان پس از سرفرازی بر امت، و با زوال فرمانرواییش، دل‏های آشفته‏ی بیمناک، و سینه‏های با حسرت، و امت سرگردان، و مردم فراموش شده را شفا بخش، و با هلاکتش حدود تعطیل شده، و احکام رها شده، و سنت‏های فرسوده، و نشان‏های دگرگون شده، و تلاوت‏های تغییر یافته، و آیات تحریف شده، و مدارس متروکه، و محراب‏های خالی، و مسجدهای ویران را [آنچنان که بایسته و بی‏نقص باشند]، متداول کن، و با مرگش شکم‏های بسیار گرسنه را سیر کن، و ملازه‏ها [، و گلوها] ی بسیار درمانده [و خشکیده]، و جگرهای تشنه را سیراب فرما، و گام‏های خسته را آسوده کن، [خدایا!] او را با شبی بی‏نظیر، و ساعتی تهی از شفا، و گرفتاری تهی از رهایی، و لغزشی تهی از چشم پوشی، به دام افکن، و حریمش را مباح، و خوشی‏اش را مکدر کن، و بزرگترین یورش ناگهانی، و برترین کیفر، و قدرت فائقه، و سلطنت بی‏نظیر و شکوهمندتر خود را به او بنمایان، و با نیروی توانمند، و تدبیر محکم خود او را مغلوب من ساز، و با نیروی باز دارنده‏ی خود که همه‏ی آفریده‏ها در برابرش رامند، مرا از [شر] او نگهدار، و به فقری که جبرانش نکنی، و بدی که پنهانش نکنی گرفتارش کن، و او را در خواسته‏هایش به خودش واگذار. که تو هر چه را بخواهی انجام می‏دهی. و او را از حول و قوه‏ی خودت، تهی، و به حول و قوه‏ی خودش محتاج کن، و با مکر خود مکرش را بی‏ارزش، و با مشیت خود، مشیتش را برطرف فرما، تنش را بیمار، و فرزندانش را یتیم، و عمرش را کم، و آرزویش را ناامید، و دولتش را زائل، و زاری و شیونش را طولانی کن، و سرگرم [بیماری] بدنش کن، و از اندوه جدایش مساز، و کیدش را در گمراهی، و کارش را رو به زوال، و نعمتش را از دست رفته، و بزرگواریش را فرومایگی، و سلطنتش را رو به نابودی، و عاقبتش را در بد فرجامی قرار ده، و او را چون خواستی بمیرانی، با خشمش بمیران، و چون خواستی نگهداری، با اندوهش نگهدار، و مرا از شر، و عیبجویی، و بدگویی، و قهر، و دشمنی او باز دار، و چنان نگاهی بر او بیفکن که نابودش کنی، که تو قدرتت بیشتر، و کیفرت سخت‏تر است، و ستایش، مخصوص خداست که پروردگار جهانیان است.

کانال علوم غریبه

درباره ی admin

یک دیدگاه

  1. خدایا یک شهاب سنگ بخورد به زمین و نسل بشر منقرض شود و قیامت بر پا شود خسته ایم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *